Mojeze

داستان معجزه خداوند براي من

1393/6/3 16:40
نویسنده : بهار
283 بازدید
اشتراک گذاری

خدايا خيلي دوستت دارم 

وقتي دخترم بعد از دوسال انتظار با زايماني بي نهايت سخت و دردناك به دنيا آمد آنقدر خوشحال بودم كه اصلاً متوجه نبودم چه بلايي به سرم آمده 

دكتر بهم گفت ديگه زايمان طبيعي ممنوع!

خدايا حالا چي ميشه  دختر دومم هم با سزارين به دنيا اومد چيكار كنم خدايا شانسم داره تموم ميشه كاش بهم يه پسر هم بدي آخه ميد              ونم پ خونواده شوهرم پسر دوست دارن شوهري منم كه عاشق پسره خدايا يه كاري كن منم پسردار شم  

خجالت ميكشم چرا با خدا اينجوري حرف ميزدم

يه شب خواب ديدم يه پسر كوچولو دستمو ميگيره منو تو تاريكي تا دم در خونمون ميرسونهولي وقتي بهش ميگم بيا تو ميخنده و ميبينم يه پسر ديگه يه كم دور تر وايساده عين همين پسره

واي اون كيه داداشته چقد بهت شبيهه دوقلويين؟!!

يهو از خواب پريدم يه هفته بعد تست كردم مثبت!!!! خدايا يعني ميشه اينبار پسر!!!

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (1)

امیر
3 شهریور 93 17:59
موفق باشید
بهار
پاسخ
ممنون عزيزم شما هم همينطور
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به Mojeze می باشد